باران عشق

صفحه اصلی | پست الكترونيك | آرشیو مطالب | پروفایل نویسنده | قالب وبلاگ |


حرف دل نویسنده


آمار


موزیک بی کلام

با هر بار ورود شما به سایت ، یکی از 6 موسیقی بیکلام موجود پخش میشود و بعد از اتمام آن ، سایر موسیقی ها پخش خواهد شد


طراح قالب


Pichak
Powered By
BLOGFA


گریزان


از خانه گریزانم و از شهر گریزان

از تُنگ گریزانم و از بحر گریزان

شیرین به لبم تلخ و تلخی شده شیرین

از شهد گریزانم و از زهر گریزان

فردا چون امروزم و امروز چو دیروز

از چرخش تکراری با دهر گریزان...

سیاوش سالاریان

 

نوشته شده در 93/04/31 توسط سياوش سالاریان | لينك ثابت |


سراب


عمری به سر دویدم در جست وجوی یار


جز دسترس به وصل ویم آرزو نبود


دادم در این هوس دل دیوانه را به باد


این جست و جو نبود...



هر سو شتافتم پی آن یار ناشناس

 گاهی ز شوق خنده زدم گه گریستم


بی آنکه خود بدانم ازین گونه بی قرار


مشتاق کیستم...



 رویی شکست چون گل رویا و دیده گفت

این است آن پری که ز من می نهفت رو

 
خوش یافتم که خوش تر ازین چهره ای نتافت


در خواب آرزو...



هر سو مرا کشید پی خویش دربدر
 
این خوشپسند دیده زیباپرست من


شد رهنمای این دل مشتاق بی قرار


بگرفت دست من...



و آن آرزوی گم شده بی نام و بی نشان
 
در دورگاه دیده من جلوه می نمود


در وادی خیال مرا مست می دواند


 وز خویش می ربود...



 از دور می فریفت دل تشنه مرا
 
چون بحر موج می زد و لرزان چو آب بود


وانگه که پیش رفتم با شور و التهاب


 دیدم سراب بود...



بیچاره من که از پس این جست و جو هنوز
 
می نالد از من این دل شیدا که یار کو ؟


 کو آن که جاودانه مرا می دهد فریب ؟


 بنما کجاست او...


ﺳﺎﻳﻪ

نوشته شده در 93/04/26 توسط سياوش سالاریان | لينك ثابت |


تدبیر کار


از برای خاطر اغیار خوارم میکنی

من چه کردم کاینچنین بی اعتبارم میکنی؟

روزگاری انچه با من کرد ، استغنای تو

گر بگویم گریه ها بر روزگارم میکنی

گر نمی آیم بسوی بزمت از شرمندگیست

زآنکه هردم پیش جمعی شرمسارم میکنی

گر بدانی حال من گریان شوی بی اختیار

ای که منع گریه بی اختیارم میکنی

گفته ای تدبیر کارت میکنم وحشی منال

رفت کار از دست ، کی تدبیر کارم میکنی...؟

وحشی بافقی

 

نوشته شده در 93/04/17 توسط سياوش سالاریان | لينك ثابت |


درد خودبینی


باز در خود خیره شو ، انگار چشمت سیر نیست

درد خودبینی است ، می دانم تو را تقصیر نیست !

 

کوزه ی دربسته در آغوش دریا هم تهی است

در گل خشک تو دیگر فرصت تغییر نیست

 

شیر وقتی در پی مردار باشد مرده است

شیر اگر همسفره ی کفتار باشد، شیر نیست

 

اولین شرط معلم بودن ، عاشق بودن است

شیخ این مجلس کهن سال است ، اما پیر نیست

 

در پشیمانی چراغ معرفت روشن تر است

توبه کن ! هرگز برای توبه کردن دیر نیست

 

همچنان در پاسخ دشنام می گویم سلام

عاقلان دانند دیگر حاجت تفسیر نیست

 

باز اگر دیوانه ای سنگی به من زد شاد باش

خاطر آیینه ی ما از کسی دلگیر نیست...


فاضل نظری

 

نوشته شده در 93/04/13 توسط سياوش سالاریان | لينك ثابت |


تنها صداست که میماند


از گزند داس دروگر وقت هیچ روینده را زنهار نیست


مگر ترانه من که در روزگار نآمده برجای میماند...

 

باران عشق سه ساله شد...


نوشته شده در 93/04/09 توسط سياوش سالاریان | لينك ثابت |


ضیافت


این هم شعر جدیدم ، به مناسبت فرا رسیدن ماه مبارک رمضان :


امشب خدایا ! قصد آغوش تو دارم

سودای کامی از لب نوش تو دارم

گرچه به درگاهت فقیر و ژنده پوشیم

میخواهم امشب تا سحر با هم بنوشیم

از ضربت مردم خراب و غرق دردم

نزدیک تر آ ، تا کمی دورت بگردم

پروانه گردم شب در آغوشت بسوزم

شاید که فردا جور دیگر گشت روزم

آئینه ی قلبم کمی زنگار دارد

جز تو هوای دیگری انگار دارد

من آمدم و خرمنی از بار گناه

چرکینه و آلوده به اعمال تباه

یا رب ! مکنم ز رحمتت نا امّید

کایم به ضیافتت با روی سپید

سیاوش سالاریان

نوشته شده در 93/04/08 توسط سياوش سالاریان | لينك ثابت |


مست


ساربانا ! اشتران بین سر به سر قطار مست

میر مست و خواجه مست و یار مست، اغیار مست

آسمانا ! چند گردی؟ گردش عنصر ببین

آب مست و باد مست و خاک مست و نار مست

حال صورت این چنین و حال معنی خود مپرس

روح مست و عقل مست و خاک مست، اسرار مست

شمس تبریزی به دورت هیچ کس هشیار نیست !

کافر و مؤمن خراب و زاهد و خمار مست...

مولوی

 

نوشته شده در 93/04/05 توسط سياوش سالاریان | لينك ثابت |


شیوه بیدادگران


باز با ما سری از ناز گران دارد یار

نکند باز دلی با دگران دارد یار !

خنده ارزانی هر خار و خسش هست ، ولی
گوش با بلبل خواننده گران دارد یار

آن وفایی که ز من دیده اگر هم برود
چشم دل در عقبِ سر نگران دارد یار

لاله رو هست ولی داغ غمش نیست به دل
کی سر پرسش خونین جگران دارد یار؟

گو دلی باشدش آن یار و نباشد با ما
اینش آسان بود ای دل، اگر آن دارد یار

می رود خوانده و ناخوانده به هر جا که رسید
تا مرا در به در و دل نگران دارد یار

داور دادگری هم به عوض دارم من
گر همه شیوه بیدادگران دارد یار

خواجه شاهد نپسندد مگر آتش باشد
شهریارا ره دل زد مگر آن دارد یار

شهریار

نوشته شده در 93/04/01 توسط سياوش سالاریان | لينك ثابت |


خونین کفنان

 

با صبا در چمن لاله سخن میگفتم

که شهیدانِ
که‌اند این همه خونین کفنان ؟

گفت:حافظ! من و تو محرم این راز نه‌ایم

از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان...

 

 

نوشته شده در 93/03/27 توسط سياوش سالاریان | لينك ثابت |


دختر زشت


خدایا ! بشکن این آیینه ها را

که من از دیدن آیینه سیرم

مرا روی خوشی از زندگی نیست

ولی از زنده ماندن ناگزیرم

از آن روزی که دانستم سخن چیست ،

همه گفتند این دختر چه زشت است !

کدامین مرد او را می پسندد ؟

چو در آیینه بینم روی خود را ،

در آید از درم غم با سپاهی

سیه روزی نصیبم کردی ، اما

نبخشیدی مرا چشم سیاهی

به هر جا پا نهم از شومی بخت

نگاه دلنوازی سوی من نیست

از این دلها که بخشیدی به مردم

یکی در حلقه ی گیسوی من نیست

مرا دل هست اما دلبری نیست

تنم دادی ولی جانم ندادی

به من حال پریشان دادی اما

سر زلف پریشانم ندادی

به هر جا ماهرویان رخ نمودند

نبردم توشه ای جز شرمساری

خزیدم گوشه ای سر در گریبان

به درگاه تو نالیدم به زاری

چو رخ پوشم ز بزم خوب رویان

همه گویند او مردم گریز است

نمی دانند زین درد گران بار

فضای سینه ی من ناله خیز است

به هر جا هم گِنانم حلقه بستند

نگینش دختری نازآفرین بود

ز شرم روی نازیبا در آن جمع

سر من لحظه ها بر آستین بود

چو مادر بیندم در خلوت غم

ز راه مهربانی می نوازد

ولی چشم غم آلودش گواه است

که از اندوه دختر می گدازد

خدایا ! بشکن این آیینه ها را

که من از دیدن آیینه سیرم

مرا روی خوشی از زندگی نیست

ولی از زنده ماندن ناگزیرم

***

خداوندا ! خطا گفتم ببخشای

تو بر من سینه ای بی کینه دادی

مرا همراه رویی ناخوشایند

دلی روشن تر از آیینه دادی

مرا صورت پرستان خوار دارند

ولی سیرت پرستان می ستایند

میان سیرت و صورت ، خدایا !

دل زیبا به از رخسار زیباست

به پاس سیرت زیبا ، کریما !

دلم بر زشتی صورت شکیباست ...


مهدی سهیلی


نوشته شده در 93/03/25 توسط سياوش سالاریان | لينك ثابت |


آغوشی خیالی


خسته نباشید دوستان !

این هم دو تا دوبیتی جدید از خودم و البته با مضمون های مشابه .

اونجور که خواستم نشد . ولی ان شاالله که به بزرگی خودتون میبخشید.

 


گرچه چشمانت به من ، اما دلت با دیگریست

گرچه تلخندت به من ، خندیدنت با دیگریست

دل به این تلخند و مژگان نگاهت بسته ام

گرچه میدانم که اطفارت همه بازیگریست

***

گرچه دانم کفترم نشخوار باز دیگریست

گرچه قلبت مخزن الاسرار راز دیگریست

دل به آغوشی خیالی با خیالت بسته ام

گرچه دانم عاقبت رقصت به ساز دیگریست...


 

نوشته شده در 93/03/19 توسط سياوش سالاریان | لينك ثابت |


کبوترانه


ما را کبوترانه وفادار کرده است

آزاد کرده است و گرفتار کرده است

بامت بلند باد که دلتنگی‌ات مرا

از هرچه هست غیر تو بیزار کرده است

خوشبخت آن دلی که گناه نکرده را

در پیشگاه لطف تو اقرار کرده است

تنها گناه ما طمع بخشش تو بود

ما را کرامت تو گنه‌کار کرده است

چون سرو سرفرازم و نزد تو سر به زیر

قربان آن گلی که مرا خوار کرده است...

فاضل نظری

نوشته شده در 93/03/17 توسط سياوش سالاریان | لينك ثابت |


بهشت


این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت !؟

هرکجا وقت خوش افتاد ، همانجاست بهشت

دوزخ از تیرگی بخت درون تو بود

گر درون تیره نباشد ، همه دنیاست بهشت ...

صائب تبریزی

نوشته شده در 93/03/13 توسط سياوش سالاریان | لينك ثابت |


گوهر فروش


با شوهر کردن پری(معشوقه سابق شهریار) ، دوباره غم و غصه و تلخ کامی ها به شاعر جوان روی آوردند و شهریار بدین ترتیب چند سالی در عُزلت تنهایی به سر بُرد و در همین زمان در تهران به استخدام بانک کشاورزی در آمد .

تیمسار امیراکرم(همسر پری) نیز مثل سایر اطرافیان رضاشاه نهایتا در زندان او میمیرد و پری دوباره از قید وابستگی آزاد می شود و با دخترش به خانه ی پدر برمی گردد.

پس از چندی که از تنهایی و ناراحتی های زندگی کردن در خانه ی پدرش به تنگ می آید ، یک روز با دلی محزون و پُر از اندوه و ندامت به سراغ شهریار می رود ، ولی شاعر جوان چنان دلشکسته شده بود  که با چشمانی گریان، به درخواست های پری جواب مثبت نمی دهد و پری با دلی پر از حسرت و اندوه از پیش او می رود....


منظومه ی بی همتای «گوهر فروش» شهریار احساس شاعر را از درخواست پری به نمایش می گذارد :


یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم

تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم 

تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز

من بیچاره همان عاشق خونین جگرم

خون دل میخورم و چشم نظر بازم جام

جرمم این است که صاحبدل و صاحبنظرم

من که با عشق نراندم به جوانی هوسی

هوس عشق وجوانی است به پیرانه سرم

پدرت گوهر خود تا به رز و سیم فروخت

پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم 

عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنر

عجبا هیچ نیرزید که بی سیم و زرم 

هنرم کاش گره بند زر و سیمم بود

که به بازار تو کاری نگشود از هنرم

سیزده را همه عالم به در امروز از شهر

من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم 

تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم

گاهی از کوچه ی معشوقه ی خود میگذرم

تو از آن دگری، رو که مرا یاد توبس

خود تو دانی که من از کان جهانی دگرم 

از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر

شیرم و جوی شغالان نبود آبخورم 

خون دل موج زند در جگرم چون یاقوت

شهریارا چه کنم لعلم و والا گهرم...


 

نوشته شده در 93/03/03 توسط سياوش سالاریان | لينك ثابت |


دگر آرزو مکن


ما گشته ایم ، نیست ! تو هم جستجو مکن

 آن روزها گذشت ، دگر آرزو مکن


دیگر سراغ خاطره های مرا مگیر

خاکستر گداخته را زیر و رو مکن


در چشم دیگران منشین در کنار من

ما را در این مقایسه بی آبرو مکن


راز من است غنچه ی لب های سرخ تو

راز مرا برای کسی بازگو مکن


دیدار ما تصور یک بی نهایت است

با یکدگر دو آینه را روبرو مکن


فاضل نظری


نوشته شده در 93/02/29 توسط سياوش سالاریان | لينك ثابت |



صفحات سایت



منوي اصلي

صفحه اصلی
پست الكترونيك
آرشیو مطالب
پروفایل نویسنده


آرشیو ماهانه

تیر 1393
خرداد 1393
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390


آرشيو موضوعي

اشعار خودم
نقطه آغاز
تولد یک سالگی باران عشق
تولد دوسالگی باران عشق
تولد سه سالگی باران عشق
سوت پایان
طلوع دوباره


پیوندها

شاید من عاشقم
شهاب سنگی که به زمین نزدیک شد
عمری که به عاشق بودن گذشت
بچه های شهر بوشهر
بازی آنلاین و سرگرمی
love text
p-f-lovely
دو آس و پاس
دلم شکست
bia2aks98
تفریح و سرگرمی
یک قطره عشق
آوای سکوت
دست نوشته های تنهايي من
عشق معکوس
قاصدک
سلطان سایه ها
نفس بده تا برایت نفس نفس بزنم
کلبه من عاشق
Smile Of a Broken Angel
منه 16 ساله
ترجمه ی اهنگ های خارجی
همه چیز درباره ی جسی مک کارتنی
تنهايي
عشق - نفرت
میعادگاه باران
دلنوشته
دنیای من و تو
من زنده ام هنوز و غزل فکر میکنم
دختر زمستانی
عالیجناب عشق
م.مسافر
سوز دل
قاب عکس
تنهایی یه عاشق
کد آهنگ پیشواز ایزانسل
ضد دختر
دختر باران
My Virtual World
هر چی دلت بخواد
نبض دلتنگی
سخن روز
مطالب متنوع و جالب
شب های بارانی
من و تنهایی
رویای عشق
ادبیاتی شیرین تر از قند
تو بارون که رفتی
دریافت کد تغییر شکل موس
مدل لباس به سبک کره
مهندسین منابع طبیعی - مرتع و آبخیزی 90 فردوسی
madar
شاپرک سپید
دوستت دارم چون نان و نمک
my english class
نسیم کالج
گذشت و گذشت
تک ستاره*
عشق
تنها با خدا....زیر آسمان دلم
جاده عشق
هر چه میخواهد دل تنگت
و خدایی که دغدغه از دست دادنش را ندارم
تنهای منتظر
فارسی اربیت
مطالب پیام نما


بنر ما و شما

باران عشق


دختر باران



علوم تربیتی و روانشناسی